ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

467

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مىسپردند . تب‌خال « 13 » بندرت ممكن است در جريان يك بيمارى توأم با تب بروز نكند . ظهور آن علامت خوشى است براى رو به بهبود گذاردن بيمارى ، هرچند كه ساير اطباى بالينى در اين نكته ترديد دارند . در بين چند موردى از بيمارى زنا ( منطقه ) « 14 » كه من ديدم ، يكى از آن جهت توجه مرا به خود جلب كرد كه چند روز پس از تبى كه بر اثر عمل سنگ مثانه رخ داده بود ، ظاهر گشت . جرب رطب يا جوشهاى جلدى ( اگزما ) و بخصوص نوع مزمن آن از نوادر است ، زيرا هواى هميشه خشك و همچنين عادت ايرانيان كه پس از هر عمل دفع ، قسمتهائى از بدن خود را مىشويند و نيز استحمام موظف آنان ( وضو و غسل ) با اين بيمارى مقابله مىكند . اما به همين نسبت جرب خشك پوسته‌اى بيشتر است ، بخصوص در اصفهان كه بثورات و جوشهاى پوستى از انواع گوناگون در آنجا بومى شده است . اين امر را مىتوان با كار كردن دائمى كارگران كارگاه‌ها در آب رودخانه و تماس با زاج ، سقز ، رنگ ، قليا و اسيد توجيه كرد . در مورد زردزخم نيز وضع بر همين منوال است . در ايران هم مردم نسبت به خشك شدن زود زردزخم در كودكان بيمار نظرى نامساعد دارند ؛ در واقع نيز من خود كودكى را ديدم كه پس از خشك شدن سريع جوشهايش به مرض سينه پهلو درگذشت كه البته ساير عوامل را نيز در اين واقعه سهيم بايد شمرد . پوست ايرانيان به‌طور متوسط داراى نسجى محكم است و غده‌هاى چربى آن نيز اندك و ناچيز است . به همين جهت هيچ‌گاه از جوشهاى موسوم به غرور جوانى دچار ناراحتى نمىشود . به همين اندازه هم كم به ياد مىآورم كه با وجود اين همه مردم شكم‌پرست ، با لكه‌هائى كه بر بينى و صورت ، به رنگ مس « 15 » ظاهر مىشود و معلول بيماريهاى روده‌اى و اعتياد به مشروبات الكلى است ، مواجه شده باشم . فقط دو مورد از بيمارى ترشح زياد غدد چربى « 16 » را بخاطر دارم . سل پوستى يا وجود خارجى ندارد و يا فقط در اينجا و آنجا به صورت مشكوك زردزخمى به چشم مىخورد ؛ اما در عوض تا بخواهيد دو بيمارى سالك و جذام شيوع دارد . سالك كه به تركى تاتارى كوپوى ( يعنى سگ ) و به تركى خرماچيبانى ، ايل چيبانى و به روسى گودونيك ناميده مىشود از نظر گسترش جغرافيائى به گفتهء پروفسور ريگلر « 17 » از سودين « 18 » شروع و در مسير نهر العاصى ( ارونتس ) ادامه پيدا مىكند و تا حلب ، كيليس ، اورفه ، دياربكر ، مرعش ، موصل و بغداد و همچنين در سراسر منطقهء سند ديده مىشود . حتى موارد

--> ( 13 ) . Hydroa ( 14 ) . Zoster ( 15 ) . Gutta rosacea ( 16 ) . Seburrhoe ( 17 ) . Riegler , Die Turkei , II , 68 ( 18 ) . Suaedin